حکمت مطهر
پرسش:
خواهشمندم در مورد سیره عملی استاد شهید مرتضی مطهری برایم مطلب ارسال نمایید؟
پاسخ:
مطهری از آن هنگامیکه شروع به تحصیل نمود با آن استعداد و عشق و علاقه فراوان به فراگیری علوم دینی بر این بوده است که معارف دینی را فرا گرفته و بدیگران نیز بیاموزد، مصداق بارز همان حدیث شریف نبوی که «خیرکم من تعلم القرآن و علمه [1] » ایشان نخستین هجرت خود را در سن 12 سالگی به حوزه علمیه مشهد مقدس آغاز و با جدیت و نظم به تحصیل علوم اسلامی می پردازد.

تا آنجا که از خود استاد شهید چنین نقل شده است: «تا آنجا که من از تحولات روحی خود به یاد دارم از سن 12 سالگی این دغدغه در من پیدا شد و حساسیت عجیبی نسبت به مسائل مربوط به خدا پیدا کرده ام. پرسشها البته متناسب با سطح افکار آن دوره یکی پس از دیگری بر اندیشه ام هجوم می آورد».

 این دوره مصادف با روی کار آمدن رضا خان و سرکوبی و تضعیف فرهنگ اسلام و مبارزه جدی با روحانیت حتی ممنوع ساختن عزاداری حضرت سید الشهداء (ع) بوده است .


نوع مطلب : معرفی استاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آیت الله نمازی: شهادت موجب رشد اندیشه های ضد غربی استاد مطهری شد

منبع خبر:
آیت الله عبدالنبی نمازی با بیان اینکه شهید مطهری در دوران حیات پربرکت خویش برای مردم و حوزه شخصیتی ناشناخته بود، اظهار داشت: این استاد شهید با شهادتش به شخصیتی جهانی تبدیل شد و افکارش به سرعت در جهان گسترش یافت.
 
وی افزود: موج افکار و اندیشه های آیت الله مطهری با شهادتش گسترش یافت و امروز کشورهای غربی همراه با ایران در پیشبرد اهداف اجتماعی خود در جامعه از اندیشه های ایشان بهره می برند.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: گروه فرقان گمان می کردند با ترور این شخصیت از رشد افکار استاد مطهری در جامعه جلوگیری می شود در حالی که با گذشت 30 سال از شهادت ایشان، هر روز بر تعداد کسانی که برای شناخت افکار و کتاب های ایشان تلاش می کنند، افزوده می شود.

 آیت الله نمازی با تبین شخصیت استاد مطهری تصریح کرد: ایشان عالمی آگاه به زمانه بود و دستی در فقه، فلسفه، حکمت و سیاست داشت و با موقعیت شناسی و مجاهدت توانست نبض جامعه را در دست بگیرد.

 وی با بیان اینکه زندگی شهید مطهری با دو هجرت بزرگ تاثیرگذارتر شد، افزود: ایشان در روزهای جوانی برای آموختن درس طلبگی در حوزه به قم مهاجرت کرد و سپس از حوزه به دانشگاه تهران رفت و برای نشر آنچه فراگرفته بود، تلاش کرد.
 
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بیان داشت: کلاس درس استاد مطهری محفل آموزش معارف الهی بود که با استبداد شاهنشاهی سازگاری نداشت و آنان با ترور این استاد تلاش کردند این شخصیت را درجهان اسلام محو کنند.

 آیت الله نمازی بیان داشت: شهید مطهری با تجزیه و تحلیل مباحث مارکسیستی، مکاتب سوسیالیست و اندیشه های نادرست و نا صواب با قلم عالمانه خدمت بزرگی به حوزه علمیه کرد.
 
وی خاطرنشان کرد: شهادت موجب گسترش افکار استاد مطهری در سطح جهان شد و امروز نسل جدید از آثار سیاسی و فلسفی ایشان بهره می برند.


نوع مطلب : شهادت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آنچه در پی می آید تحلیلی پیرامون شخصیت استاد شهید مرتضی مطهری(ره) و بیان ویژگی علمای جاودان در طول اعصار و روزگاران است. اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم:
مرحوم شهید مطهری(ره) خاطرات و آثار و برکات فراوانی داشته و دارند که به این زودی ها پایان پذیر نیست.

بنده به نوبه خودم در سالگردهائی که برای این بزرگوار گرفتند، شرکت کرده ام و یادم نیست برای هیچ شهیدی، هیچ عالمی به آن اندازه که در مراسم ایشان شرکت کردم، توفیق داشته باشم! حتی سالگردهائی که برای مرحوم علامه گرفته اند، یا برای اساتید دیگر گرفته اند؛ برای مرحوم شهید مطهری(ره) بیش از دیگران ما این توفیق را داشتیم.

من یادم هست وقتی رسانه های گروهی خبر شهادت ایشان را رساندند، و عکس شریف ایشان را تلویزیون نشان می داد، من فقط کارم این بود که آن عکس را می بوسیدم و گریه می کردم. این خاطره من است؛ من آن روز در آمل بودم. ایشان تقریبا سال ۳۲ بود که از قم به تهران مهاجرت کردند؛ و مدرسه مروی آن روز بهترین مدرسه تهران بود، الآن هم همین طور است؛ و چهار تا حجره رو به قبله داشت که ما در یکی از آن چهار حجره می نشستیم. در کنار حجره ما حجره مرحوم آقای قاضی بود که او تالی مدرس مدرسه مروی بود.



نوع مطلب : شهادت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چرا استاد شهید از قم به تهران آمد؟
در سال 1353 بود که روزی استاد شهید تلفن کرد و گفت:فلانی،اگر بتوانی سری به ما بزن.

در دانشکده الهیات،اتاق کارش،به دیدنش رفتم.شهید مفتح هم که همسایهء ما و استاد آن دانشکده بود حضور داشت.

استاد شهید مطهری گفت:خواستم از شما بپرسم چه می کنی و چطور می گذرانی؟ کتاب هم که بنویسی،مگر کتابفروشها با این حرف ها حق آدم را درست می دهند که درآمدی برای معاش باشد،و مگر حق التألیف هم در این مملکت شد.حقوق که آدم روی آن حساب کند و به آن اعتماد نماید؟

بعد گفت:علت این که شما را خواستم و این سؤال را کردم این بود که بگویم خود من هم وقتی از قم به تهران آمدم وضعی مثل امروز شما را داشتم.پرسیدم:چطور؟استاد شهید گفت:بر اثر شکست طرح آقای خمینی برای اصلاح حوزه «1» که من هم از فعالین آن و شاگر ایشان بودم،از اطرافیان آیت اللّه بروجردی ضربه خوردم.


نوع مطلب : از نگاه دیگران، خاطرات شهید مطهری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دختر استاد

لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید که هنگام شهادت پدرتان چند ساله بودید

من سعیده مطهری هستم که در حدود 18 سالگی , به دلیل به شهادت رسیدن پدرم , از فیض دیدار ایشان محروم شدم .

وقتی پدرتان را به یاد می آورید , نخستین خاطره ای که به ذهنتان می آید , چیست ؟

یکی از نخستین خاطراتی که همیشه در ذهن من زنده مانده , مربوط به نهضت خرداد سال 42 است . من آن روزها حدود چهار سال داشتم . یک روز که از نزدیک شاهد عزاداری و قیام عده ای ازمردم , به خصوص طلاب جوانی بودم که شعار[ یا مرگ یا خمینی] سر داده بودند , شب هنگام که پدرم دیروقت به منزل آمدند , با کنجکاوی کودکانه ای از ایشان پرسیدم[ : یا مرگ یا خمینی یعنی چه ؟ اصلا خمینی کیست ؟] .

ایشان نیز با رأفت خاصی که حاکی از روح بلندشان بود , گفتند :

دخترم ! آقای خمینی دوست خداست و خدا هم او را دوست دارد . اما بعضیها که بدند , می خواهند ایشان را از بین ببرند . ولی ما نمی گذاریم که آنها این کار را بکنند .


نوع مطلب : از نگاه دیگران، خاطرات شهید مطهری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
حقوق والدین

پدر شهید و معلم بزرگوار , مرحوم حاج شیخ مرتضی مطهری اعلی الله مقامه الشریف نصیحتها و پندهای گران بهایی در مورد احترام , دعای خیر و نیکی به والدین , و همچنین حقوق والدین نسبت به فرزند بیان می کردند . خاطرم می آید که زمانی پدرم گفتند :

گه گاه که به اسرار وجودی خود و کارهایم می اندیشم , احساس می کنم یکی از مسائلی که باعث خیر و برکت در زندگیم شده و همواره عنایتو لطف الهی را شامل حال من کرده , احترام و نیکی فراوانی بوده است که به والدین خود کرده ام , به ویژه در دوران پیری و هنگام بیماری , علاوه بر توجه معنوی و عاطفی ( با وجود فقر مالی و مشکلات مادی در زندگیم ) تا آنجا که توانایی ام اجازه می داد , از نظر هزینه و مخارج زندگی به آنان کمک و مساعدت کرده ام .

قرآن کریم در سوره[ اسری] ( بنی اسرائیل ) بعد از دعوت به پرستش خدای یگانه , دعوت به نیکی و احسان به پدر و مادر می کند : و قضی ربک الا تعبد الا ایاه و بالوالدین احسانا ( 1 )


نوع مطلب : از نگاه دیگران، خاطرات شهید مطهری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
زندگی استاد مطهری(ره) از تولد تا شهادت را می توان در ابعاد متفاوت بررسی کرد؛ زیرا از یک سو ایشان در یکی از حساس ترین دوران حیات فکری کشورهای اسلامی دیده به جهان گشود و از همان آغاز جوانی، در معرض توفان سهمگین اندیشه های الحادی قرار گرفت و از سوی دیگر، زندگی آن استاد فرزانه همواره توأم با شرف و معنویت، تعقل و تدبر و اندیشه و عرفان الهی بوده که از تأمل در آن می توان به ثمرات ارزنده ای دست یافت.
دوران کودکی
استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری فرزند شیخ محمدحسین مطهری در 13 بهمن 1298 در روستای فریمان متولد شد. چون در یک خانواده اصیل روحانی به دنیا آمده بود، تقوا و پاکی را از همان ایام فراگرفت و شخصیتش از همان دوران کودکی، به وضوح ممتاز و برجسته بود. پس از طی دوران طفولیت، به مکتب خانه رفت و بُعد دیگری از شخصیت او، یعنی شیفتگی بی اندازه به علم آموزی بروز یافت. از این زمان به بعد، دو بُعد تقوا و علم، همراه علاقه وی نسبت به اسلام، به موازات هم در وجودش پیش می رود و ثمرات ارزشمندی در سراسر زندگی آن بزرگوار به جا می گذارد.[1]
دوران تحصیل در حوزه علمیه مشهد
استاد مطهری پس از آشنایی با مقدمات زبان فارسی و علوم اسلامی، در سن 12 سالگی به مشهد مقدس عزیمت کرده و به تحصیل مدارج عالیه علوم اسلامی پرداخت. تحولی که در این دوران در وجودش رخ داد، تمام اندیشه و اعمالش را تحت الشعاع قرار داد. استاد درباره این دوره می گوید: «... تا آنجا که من از تحولات روحی خودم به یاد دارم، از سن سیزده سالگی این دغدغه، یعنی مسئله اثبات خدا در من پیدا شد و حساسیت عجیبی نسبت به مسائل مربوط به خدا پیدا کرده بودم.... مقدمات عربی و یا فقهی و اصولی و منطقی را از آن جهت می آموختم که تدریجاً آماده بررسی اندیشه فیلسوفان بزرگ در این مسئله بشوم».


نوع مطلب : مقالات، معرفی استاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
زهرا وصیت کرده بود: «على جان! خودت مرا غسل بده و تجهیز و دفن کن. شب مرا دفن کن، نمی خواهم کسانى که به من ظلم کرده اند در تشییع جنازه من شرکت کنند».

به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری، در ادامه بخشی از سخنرانی شهید مطهری را که در ایام فاطمیه سال 1396 هجرى قمرى مطابق با فروردین 1354 هجرى شمسى در مسجد جامع بازار تهران ایراد شده است می خوانید. این سخنرانی به انضمام چند سخنرانی دیگر در کتاب سیری در سیره نبوی آمده است.

مصیبت زهرا بر على فوق العاده سخت و دشوار است. حضرت زهرا حالشان نامساعد بود و در بستر بودند. على علیه السلام بالاى سر زهرا نشسته بود. زهرا شروع کرد به سخن گفتن. متواضعانه جمله هایى فرمود که على علیه السلام از این تواضع فوق العاده زهرا رقّت کرد و گریست. مضمون تعبیر حضرت این است: على جان! دوران زندگى ما دارد به پایان می رسد، من دارم از دنیا می روم، من در خانه تو همیشه کوشش کرده ام چنین و چنان باشم، امر تو را همیشه اطاعت کنم، من هرگز امر تو را مخالفت نکردم، و تعبیراتى از این قبیل. آنچنان على را متأثر کرد که فوراً زهرا را در آغوش گرفت، سر زهرا را به سینه چسبانید و گریست: دختر پیغمبر! تو والاتر از این سخنان هستى، تو والاتر از این هستى که اساساً گفتن این سخنان از سوى تو صحیح باشد؛ یعنى چرا اینقدر تواضع می کنى؟! من از این تواضع تو ناراحت می شوم. محبت فوق العاده اى میان على و زهرا حکمفرماست که قابل توصیف نیست، و لهذا می توانیم بفهمیم که تنهایى على بعد از زهرا با على چه می کند. فقط چند جمله اى را که خود مولاى متقیان على علیه السلام روى قبر زهرا فرمود که جزء کلمات ایشان در نهج البلاغه است عرض می کنم.


نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
در ادوار مختلف تاریخ بشر اندیشمندانی در عرصة فرهنگ، علم و دانش درخشیده اند که بسان مشعل فروزانی فرا راه زندگی انسان های دیگر را روشن ساخته و کوشیده اند تا با عرضة فکر و اندیشه ای نو انسان جستجوگر و تشنة حقیقت را در رسیدن به مقصد و هدف نهایی رهنمون باشند. در رأس این هرم انسانی، انبیاء بزرگ الهی و امامان معصوم علیهم السلام قرار دارند. به دنبال آنان عالمان و دانشمندان اسلامی که به حق وارثان این رسالت بزرگ هستند، جای دارند که پرچم این حرکت عظیم را بر دوش گرفته و تا پای جان به پیش رفته و می روند.

شهید آیت الله مرتضی مطهری که امام بزرگوارمان وی را درختی پرثمرش نامید و فرزند عزیزش خواند، یکی از این ستاره های درخشان است که با درآمیختن عمل با ایمان، و اخلاق با عرفان، برهان با قرآن، علم با حکمت، و نیز امتزاج هدایت جامعه با شهادت خویش، از خود چهره ای تابناک برای راهنمایی جامعة ظلمت زدة عصرش ساخت، و همانند شمعی خود بسوخت و پیرامون خود را با شعاع انوار تابناکش، روشن و مامام کرد.



نوع مطلب : از نگاه دیگران، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
برای جامعه ای که در مسیر رشد و پیشرفت حرکت می کند و مصمم است مراحل مختلف پویایی و کمال یابی را طی نماید و به قلل رفیع دانش و بینش صعود کند شناسایی شخصیت های عظیم علمی که تاثیرگذار و تحول زا بوده اند یک ضرورت قطعی و حیاتی است.

این ضرورت وقتی بیشتر و عمیق تر احساس می شود که شخصیت های مزبور از مشخصه هایی چون جامع نگری، آزاداندیشی، احاطه علمی، قدرت تحقیق، توانایی نقادی، نوآوری و تحرک آفرینی برخوردار باشند.

به این مجموعه اگر مشخصه مهم «جریان شناسی فکری» در ابعاد خارجی همچون مکتب های فکری و فلسفی وابسته به دنیای غرب و بلوک شرق و در ابعاد داخلی همانند نحله های فکری متعددی که برخی از آنها وابستگان به غرب و شرق و بعضی دیگر برخاسته از مسلک های اعتقادی مغشوش خارجیگری، جبری گری، اخباری گری و آفات و آسیب های ناشی از آنها می باشند اضافه شود؛ نقش اساسی این شخصیت های علمی بیشتر نمایانده می شود.

متفکر شهید آیت الله مرتضی مطهری یکی از این شخصیت های علمی کم نظیر می باشد که با مشخصه های یاد شده در جامعه و کشور ما تحولی عظیم به وجود آورد و منشا خدمات بزرگی گردید که هنوز تداوم دارد و از این پس نیز استمرار و امتداد خواهد داشت.


نوع مطلب : مقالات، از نگاه دیگران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 14 فروردین 1393
باورشان شده بود که می توانند «تماشاگه راز» را با تیرگی تارها، بپوشانند!

باورشان شده بود که ابلیس در سایه «فُرقان»، قدم به حریم خاصّان خواهد گذاشت!

باورشان شده بود که چراغ معرفت را می توان با شکستن خاموش کرد!

باورشان شده بود که «شهادت» برای مقربان درگاه حضرت دوست، پایان است؛ پایان در عدم، پایانی بی آغاز!

امّا کمالِ «انسان کامل»، در گذشتن از عالم ناسوت و پیوستن به عالم لاهوت است؛

عالمی که برای رسیدن به آن باید از «حماسه حسینی» تأثیر گرفت.

باید از کوی آشنا نهراسید؛ هر چند «سر شکند دیوارش»!


نوع مطلب : مقالات، شهادت، گل واژه های مطهر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکی از روزهای تاریخی ایران، 12 فروردین است که در آن اکثریت قاطع مردم ایران در رفراندومی سرنوشت ساز شرکت کردند و به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند. در واقع 12 فروردین ثمره ده ها سال تلاش مبارزان برای برقراری عدالت و حاکمیت مردم بود که با رأی مردم و انتخاب مردم به بار نشست.

شهید مطهری چند روز قبل از رفراندوم جمهوری اسلامی مصاحبه ای انجام داده است که به برخی از شبهات مردم درباره جمهوری اسلامی پاسخ داده است. این مصاحبه در تاریخ 10/ 1/ 1358 در آستانه رفراندوم جمهوری اسلامی و با صدا و سیما انجام شده است.

در ادامه بخشی از این گفت وگو را می خوانید.


*آقای مطهری! این روزها با نزدیک شدن زمان برگزاری رفراندوم، مسائل عقیدتی و ایدئولوژیک بسیاری بخصوص در میان روشنفکرها مطرح شده. مناسب دیدیم از شما دعوت کنیم تشریف بیاورید اینجا و پاره ا ی از این سؤال ها را با شما در میان بگذاریم. به عنوان اولین سؤال، من مفهوم «جمهوری اسلامی » را مطرح می ‏کنم که به زعم بسیاری مفهومی است گنگ و مبهم. می ‏خواستم بپرسم شما چه تعریفی از «جمهوری اسلامی » ارائه می ‏دهید؟

احتیاج زیادی به تعریف ندارد. «جمهوری اسلامی » از دو کلمه مرکب شده:



نوع مطلب : مقالات، خاطرات شهید مطهری، تاریخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب : مقالات، از نگاه دیگران، خاطرات شهید مطهری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
داستانى الآن یادم افتاد، دریغ است كه آن را نگویم، یكى دو بار دیگر هم یادم هست كه در سخنرانیها گفته‏ام. مربوط به مرحوم آیة اللّه بروجردى (اعلى اللّه مقامه) است. قبل از اینكه ایشان به قم بیایند، من از نزدیك خدمت ایشان ارادت داشتم، بروجرد رفته بودم و در آنجا خدمتشان رسیده بودم. مردى بود در حقیقت با تقوا و به راستى موحّد. نگویید هر كس مرجع تقلید شد، البتّه موحّد هست. توحید هم مراتب دارد. بله، اگر به مقیاس ما و شما حساب كنیم، مراجع تقلید درجات خیلى بالاتر از توحید من و شما را دارند ولى وقتى كه من مى‏گویم «موحّد»، یك درجه خیلى عالى را مى‏گویم. او كسى بود كه اساساً توحید را در زندگى خودش لمس مى‏كرد، یك اتّكا و اعتماد عجیبى به دستگیریهاى خدا داشت. سال اوّلى بود كه ایشان به قم آمده بودند.
تصمیم گرفته بودند بروند به مشهد. مثل اینكه نذر گونه‏اى داشتند. در آن وقت كه بیمار شده بودند، آن بیمارى معروف كه احتیاج به جرّاحى پیدا كردند و ایشان را از بروجرد به تهران آوردند و عمل كردند و بعد به درخواست علماى قم به قم رفتند، در دلشان نذر كرده بودند كه اگر خداوند به ایشان شفا عنایت بفرماید، بروند زیارت حضرت رضا (علیه السّلام). بعد از شش ماه كه در قم ماندند و تابستان پیش آمد، تصمیم گرفتند بروند به مشهد. یك روز در جلسه دوستان و به اصطلاح اصحابشان طرح مى‏كنند كه «من مى‏خواهم به مشهد بروم، هر كس همراه من مى‏آید اعلام بكند»اصحابشان عرض مى‏كنند بسیار خوب، به شما عرض مى‏كنیم. یكى از اصحاب‏


نوع مطلب : خاطرات شهید مطهری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
داستان عالم روحانی و وزیر فرهنگ
یكی از آقایان فضلای عالی قدر ما قضیه ای را از قبل از سنه 1320 و اواخر دوره رضاخان نقل می كرد، می گفت در سالهای اولی كه دانشگاه تأسیس شده بود مردی كه بعدها وزیر فرهنگ و سناتور شد [1] در مراسم دانشگاه برای دانشجویان سخنرانی می كرد و موضوع سخنرانی اش این بود كه ما در گذشته چه داشتیم و اكنون چه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 242
داریم. می گفت شما قدر این دولت و این حكومت و این تمدن را بدانید. شما الان آمده اید اینجا می خواهید رشته های عالی ادبیات بخوانید، رشته های علوم را بخوانید، پزشكی بخوانید، فیزیك بخوانید، شیمی بخوانید، می خواهید در این رشته ها متخصص بشوید؛ هیچ می دانید ما در گذشته چه كتابهایی داشتیم؟ ! رفته بود یكی از این كتابهای دعانویسی را كه در آن جدول و مانند آن و آداب مارگیری و امثال اینها هست آورده بود و آن را باز كرده و گفته بود آیا می خواهید بدانید كه در گذشته ما مردم به چه چیزهایی سرگرم بودیم؟ برای آنها می خواند: «چَكَری پَكَری مَكَری. . . » و گفت اینها بوده است آنچه كه ما داشتیم.
بعد آن مرد روحانی می گفت كه اتفاقا در همان ایام من مقاله ای در یكی از روزنامه ها نوشته بودم. دعوتنامه ای به منزل ما آمد كه در آن نوشته بودند مقاله تو امسال بهترین مقاله تشخیص داده شده. دعوت كرده بودند كه بروم پیش وزیر فرهنگ- كه وزیر آموزش و پرورش هم بود- كه آنجا مثلا جایزه می خواهند بدهند.
من رفتم. دم در گفتند كیستی؟ گفتم بگویید فلان كس می خواهد بیاید. با اسم من آشنا بود. تا چشمش به من افتاد با تعجب گفت: تو كه آخوندی! گفتم: بله من آخوندم. گفت: این بهترین مقاله را تو نوشته ای؟ ! گفتم: بله من نوشته ام. باور نمی كرد كه یك آخوند بتواند مقاله بنویسد و مقاله او بهترین مقاله سال بشود. نشستیم. كمی كه صحبت كردیم اظهار [اعجاب ] كرد، گفت فلان مطلبی كه تو در آن مقاله نوشته بودی با آخرین نظریه ای كه روانكاوها (فرویدیست ها) گفته اند تطبیق می كند، این را تو از كجا گفته ای؟ من فكر می كردم تو یا تحصیلكرده اروپا هستی یا تحصیلكرده امریكا، از كجا تو این نظریه را این جور خوب تعبیر كردی؟ به او گفتم این، مضمون یك حدیث است، این را من از یك حدیث الهام گرفتم. بیشتر تعجب كرد. یكمرتبه من به او عتاب كردم، گفتم: فلان كس! تو كه اینجا نشسته ای می خواهم ببینم الان تو فاضلتری یا من؟ آن مزخرفها چه بود كه آنجا گفتی، كتاب دَعَوات را پیدا كرده بودی و آن سخنان را گفتی؟ ! چرا به ملتت خیانت می كنی؟ آیا در مدرسه های قدیم ما این كتابها تدریس می شد؟ در مدرسه های قدیم ما ادبیات نبود؟ ریشه این ادبیاتی كه شما دارید همان ادبیات است. فقهی تدریس می شد كه با بزرگترین مكتبهای حقوق دنیا برابری می كند. اصولی تدریس می شد كه اصلا یك علم جدید است كه فلسفه های غرب در نهایت امر منتهی شده به یك نوع فلسفه ای كه شبیه ترین
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 243
فلسفه ها به علم اصول امروز ماست. در آنجا كتاب شفا، قانون و اشارات بوعلی، اسفار ملاصدرا، منظومه سبزواری و كفایه آخوند ملا كاظم خراسانی و آثار شیخ مرتضی انصاری و دهها كتاب علمی و فلسفی و فقهی طراز اول تدریس می شد. تو همه اینها را نادیده گرفته ای و به جمعی جوان بی اطلاع می گویی در حوزه یك مشت اباطیل درس می دهند؟ !
آنچه مسلّم است این كه از همان زمان نقشه بر این بود كه از ابتدا فرزندان ما را به فرهنگ خود بدبین كنند و ارتباط آنها را با گذشته شان از بین ببرند و به جایش پیوندهای تازه ای با غرب برایشان ایجاد كنند.
در دنیای امروز، علوم و فنون در كشورهای مختلف به طور مشابه مورد استفاده قرار می گیرد و هیچ ملتی نمی تواند ادعا كند كه علم خاصی متعلق به اوست.
اما علوم با مكتبها و ایدئولوژیها و راه و رسم های زندگی تفاوت دارند. اینجاست كه ملتها حسابشان را جدا می كنند. با این كه علوم طبیعی و ریاضی در شوروی و امریكا یكی است ولی مكتب دوتاست، اصول زندگی در امریكا با اصول زندگی در شوروی از زمین تا آسمان متفاوت است. هر ملتی كه از خود مكتب داشته باشد و استقلال داشته باشد و زیر بار مكتبهای بیگانه نرود این ملت حق حیات دارد. هر ملتی كه مكتب نداشته باشد و بخواهد مكتبش را از بیگانه بگیرد [حق حیات ندارد. ] این بلایی است كه امروز- كه دنباله گذشته است- به سر ما آورده اند. در گذشته كاری در این مملكت كردند كه در نتیجه امروز به اصطلاح روشنفكران ما دو گروهند: یك گروه از نظر مكتب می گویند ما باید مكتب غربیها و كشورهای به اصطلاح آزاد و لیبرالیست را بگیریم، یك عده دیگر می گویند ما باید مكتب كمونیسم را- كه آن هم در واقع غربی است- بگیریم، اما خودمان چطور؟ می گویند ما كه مكتبی نداریم. بدبختانه گروه سومی هم پیدا شده اند كه از مكتب اسلام سخن می گویند ولی وقتی كه خیلی دقت می كنیم می بینیم آنچه هم كه اینها می گویند یك سلسله التقاط است؛ یك مویی از ریش كمونیسم گرفته اند، یك مویی هم از سبیل اگزیستانسیالیسم كنده اند، یك چیزی هم از كاپیتالیسم گرفته اند، بعد اینها را به ریش اسلام چسبانده اند و می گویند مكتب اسلام این است.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 244
[1] . چون مرده من اسمش را نمی برم. نا سلامتی من این آدم را می شناختم، آدم نمازخوانی بود وبی اعتقاد نبود.


نوع مطلب : خاطرات شهید مطهری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic