تبلیغات
حکمت مطهر - ریشه ستیزه گری شهید مطهری با لیبرالیسم چیست؟
 
حکمت مطهر
ستیزه گری شهید مطهری با لیبرالیسم ناشی از تفاوت های ریشه داری است که میان جهان شناسی دینی و دیدگاه های مادی گرایانه هواداران لیبرالیسم وجود دارد. 
به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری به نقل از «خبرگزاری دانشجو»، آزادی مفهومی است که پیامبران الهی و عارفان و فیلسوفان بزرگ آن را ستوده اند، ولی کسانی نیز بوده و هستند که انحراف ها و کج روی های خود را با نام آزادی توجیه می کنند. در قرون اخیر و دوران مدرنیسم، «آزادی» به واژه ای مظلوم مبدل شده که اسیر چرخ دنده های نظام سرمایه داری شده است.

در این سلسله نوشتار برآنیم تا به تبیین مفهوم و حدود آزادی از دیدگاه متفکر فرزانه، استادِ شهید مرتضی مطهری(ره) بپردازیم. نوشتار نخستین که در پیش روست به مثابه مدخلی است برای آشنایی زاویه و جهت گیری متفاوتی که آزادی در اندیشه اسلامی در مقایسه با آزادی در مفهوم لیبرالیستی خود داراست. این سلسله نوشتار در 3 شماره دیگر نیز دنبال می شود.

آزادی در خدمت خواسته هایی ناصواب

حدود آزادی در دیدگاه شهید مطهری(ره)
 ریشه ستیزه گری شهید مطهری با لیبرالیسم چیست؟


ستیزه گری شهید مطهری با لیبرالیسم ناشی از تفاوت های ریشه داری است که میان جهان شناسی دینی و دیدگاه های مادی گرایانه هواداران لیبرالیسم وجود دارد. 
به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری به نقل از «خبرگزاری دانشجو»، آزادی مفهومی است که پیامبران الهی و عارفان و فیلسوفان بزرگ آن را ستوده اند، ولی کسانی نیز بوده و هستند که انحراف ها و کج روی های خود را با نام آزادی توجیه می کنند. در قرون اخیر و دوران مدرنیسم، «آزادی» به واژه ای مظلوم مبدل شده که اسیر چرخ دنده های نظام سرمایه داری شده است.

در این سلسله نوشتار برآنیم تا به تبیین مفهوم و حدود آزادی از دیدگاه متفکر فرزانه، استادِ شهید مرتضی مطهری(ره) بپردازیم. نوشتار نخستین که در پیش روست به مثابه مدخلی است برای آشنایی زاویه و جهت گیری متفاوتی که آزادی در اندیشه اسلامی در مقایسه با آزادی در مفهوم لیبرالیستی خود داراست. این سلسله نوشتار در 3 شماره دیگر نیز دنبال می شود.

آزادی در خدمت خواسته هایی ناصواب

همیشه کسانی بوده اند، که پاک ترین و زیباترین مفاهیم را ابزار رسیدن به خواسته های پلید خود قرار داده اند. «آزادی» و «حق انتخاب» از جمله والاترین موهبت های خداست که متأسفانه امروزه به ابزار تبلیغاتی و وسیله ای برای افزایش قدرت های سرمایه داری تبدیل شده است.

استاد مطهری با بینش ژرف والهی خویش، جریان سوء استفاده از آزادی را در راستای سیطره روح غربی و در هم کوبیدن فرهنگ اصیل شرقی می دانند و معتقدند: «آزادی تابلوی زیبایی است که به نام آن بدبختی‏های فراوانی به بار آمده است. بشر امروز به نام جهان آزاد و دفاع از صلح و آزادی، تمام سلب آزادی‏ها، سلب حقوق‏ها و بردگی‏ها را دارد. »(1) در پناه آزادی، آزادی را می کشند؛ چنان که گفته اند: «ای آزادی به نام تو در دنیا چه جنایت‏ها که نشد.» (2)

مقتضیات زمان، مانند «آزادی» از کلماتی است که مخصوصاً در مشرق زمین سرنوشت شومی داشته و اکنون به شکل یک ابزار استعماری کامل برای درهم کوبیدن فرهنگ اصیل شرق و تحمیل روح غربی در آمده است. چه سفسطه ها که به این نام صورت می گیرد و چه بدبختی ها که با این تابلوی قشنگ تحمیل می گردد. (3) می توان گفت بزرگ ترین تیشه ای که بر ریشه اخلاق زده شده [است]، به نام آزادی و از راه همین تفسیر غلطی است که از آزادی شده است. (4)

آزادی در همه تعاریفش، بی حد و قید نیست

پیش از آن که به مبانی استاد در بحث آزادی بپردازیم، باید دانست که آزادی از لحاظ نظری و عملی همیشه محدود است و آزادی افسار گسیخته نه تنها مطلوب نیست، بلکه اساساً محال و ناممکن است.

وقتی از حدود آزادی سخن می گوییم، ممکن است برخی بر آشوبند که محدود کردن آزادی با حقوق تکوینی بشر منافات دارد و با حقوق بشر ناسازگار است؛ ولی حقیقت آن است که خود نظام تکوین، آزادی را محدود کرده و آزادی افسار گسیخته را ناممکن ساخته است. از لحاظ نظری و عملی نیز هیچ مکتبی آزادی بی حد و حصر را تجویز نمی کند.

بحث هایی که میان فیلسوفان در زمینه حق آزادی مطرح است، در مورد معیار تحدید آزادی است. در واقع، همگی آنان بر اصل محدود بودن آزادی و لزوم منع برخی از آزادی ها توافق دارند و صرفا در مورد میزان محدودیت و معیار آن اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری از واقعیت هایی که در بطن نظام تکوین نهفته اند محدودیت آزادی را ضروری و اجتناب ناپذیر می سازند:

1 ـ انسان به طور ذاتی محدودیت های وجودی فراوانی دارد که دایره رفتارهای او را تعیین می کنند. نیازهای جسمی و روحی انسان هر کدام قید و بندی برای آزادی مطلق انسان هستند.
2 ـ انسان موجودی مدنی است و زندگی جمعی به طور ضروری، موجب اعمال محدودیت بر رفتارها و تعدیل خواسته های بشر می شود.
3 ـ از همه مهم تر آن که انسان در درون خویش خواسته های گوناگونی دارد که تحقق بخشیدن به همه آن ها ناشدنی است. از این رو، انسان مجبور است تا به انتخاب خویش، برخی از خواسته هایش را به بند کشد تا بتواند خواسته های دیگر را برآورده سازد و به استعدادهایش تحقق بخشد. (5)

در ادامه مشخص خواهد شد که در مکتب لیبرالیسم صرفا به محدودیت هایی توجه شده است که از ناحیه زندگی جمعی بر آزادی انسان تحمیل می شود و این به دلیل دیدگاه انحصاری مکتب لیبرالیسم در زمینه وجودشناسی است. پیش از اینکه این نکته را به تفصیل بررسی کنیم لازم است نگاهی کلی به حدود آزادی در این مکتب بیندازیم تا بتوانیم تفاوتهای اساسی حدود آزادی در لیبرالیسم و حدود آزادی در اسلام را بررسی و تبیین نماییم. به طور کلی می توان گفت: لیبرالیسم (آزادی خواهی) مکتبی است که در آن هر رفتار تا زمانی که زیانی به دیگران نرساند، جایز است و حتی مصالح انسانی خود فرد نیز برای رفتار او محدودیتی ایجاد نمی کند.

تعریف آزادی از منظر اسلام و لیبرالیسم

در غرب، کسانی هم چون ماکیاولی و نیچه توجیه گر حاکمیت اجبار و زور هستند. در مقابل، پایه گذاران لیبرالیسم مانند جان استوارت میل، بر آزادی با کم ترین محدودیت، تأکید دارند. میل در «رساله درباره آزادی» می نویسد:

ما باید آزاد باشیم که نقشه زندگانی خود را به هر نحوی که متناسب با خصلتمان بود بکشیم و هر طوری که دلمان خواست کار کنیم، تنها به این شرط که مسئول عواقب اعمال خود باشیم و تا موقعی که آن اعمال ضرری به هم نوعان نمی زند ـ حتی در مواردی هم که نحوه رفتارمان در نظر دیگران ابلهانه، سر سخت یا اشتباه جلوه کند ـ باید از کارشکنی های مخالفان مصون و درامان باشیم. (6)

در مقابل شهید مطهری با تأکید بر مبانی ناب توحیدی، با لیبرالیسم که مکتبی مادی و مبتنی بر اومانیسم (انسان گرایی) است به شدت مخالفت می کنند. از نظر ایشان:
مفهوم آزادی به آن معنا که فلسفه های اجتماعی غرب اعتقاد دارند، با آزادی به آن معنی که در اسلام مطرح است تفاوت عمده و بنیادی دارد. . . 
بسیار اشتباه است اگر خیال کنیم معنای اینکه انسان آزاد آفریده شده، این است که به او خواست و اراده داده شده است و این میل و خواست و اراده باید محترم شمرده شود، مگر آن جا که با خواسته های دیگران در تضاد باشد و آزادی اراده های دیگران را به خطر اندازد. افزون بر آزادی ها و حقوق دیگران، مصالح والای خود فرد نیز می تواند آزادی او را محدود کند. (7)

ستیزه گری استاد با لیبرالیسم ناشی از تفاوت های ریشه داری است که میان جهان شناسی دینی و دیدگاه های مادی گرایانه هواداران لیبرالیسم وجود دارد. استاد بر اساس دیدگاه الهی و توحیدی، به جهان و رابطه آن با انسان می نگرد. پی آمدهای این نگاه، نخست در انسان شناسی و سپس در مساله «آزادی» نمایان خواهد شد. به بیان خود استاد تفاوت اصلی مکتب مادی و مکتب الهی و نقطه اصلی جدایی این دو مکتب، در بحث وجود است. وجود در نظر مادی گرایان تنها جسم و امور متغیر و نسبی است، ولی از نظر الهیون، جسم تنها بخشی از عالم وجود را تشکیل می دهد. به همین دلیل، به باور استاد نوعی انحصار گرایی در همه دیدگاه های مادی گرایانه حاکم است و مکتب مادی، مکتب انحصار و مکتب الهی مکتب ضد انحصار است.

نویسنده:
رضا صادقی، عضو هیئت علمی گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان 

پی نوشت ها:
1. مرتضی مطهری، گفتارهای معنوی، انتشارات صدرا، 1364، ص 140. 
2. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 3، ص 442. 
3. مجموعه آثار، ج 3، ص 187. 
4. همان، ج 19، ص 646. 
5. علی محمودی، نظریه انقلاب؛ آزادی در فلسفه، هابز ولاک، ص 15. 
6. جان استوارت میل، رساله درباره آزادی، برگردان: جواد شیخ الاسلامی، ص 50. 
7. مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، انتشارات اسلام، 1361، ص 6.


نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی